
هنگام می و فصل گل و گشت چمن شددر باد بهاری تهی از زاغ و زغن شد از ابر کرم، خطه ری رشک ختن شددلتنگ چو من مرغ قفس بهر وطن شد...
ادامه مطلب
هرچقدر سعی میکنم که احساس رو به قلم بیارم،نمیتونم. پس با یک واژه تمامش میکنم، معنایش با خودتان... من تو را عاشقم، ذره ذره من از نوع تفکر، راه و منشه توه... تفکر تو نجات بخش من بود توی این چند سال. حاج احمد متوسلیان با همه وجودم ارزو میکنم به زودی برگردی. ان شاءلله ...
ادامه مطلب
شهید محمد اینانلو، متولد 67، فقط یک سال از من بزرگتر، صد سال از من... هرچقدر فکر میکنم که کی بوده این بشر، چرا اینجوری بوده؟ کمتر به نتیجه میرسم و بیشتر توی افکارم غرق میشوم. خدایا اینا کجان رسیده بودن؟ چیو میدیدن؟ چه طور زندگی کردن؟ چه طور تو رو پیدا کردن!؟ همسرش متولد 71 هست،خیلی جونه، چه طوری میگه محمدم را من برای شهادت اماده کردم! مرگ در حال فرار و اینا از پشت، پیراهن یوسف مرگ را پاره کردند! میگن رفیق شهید، دست ادم را میگیره و تا شهادت میبره. پس محمد جان، هرچند سال ها، فاصله...
ادامه مطلب